|
من دلم ميخواهد خانه اي داشته باشم پر دوست كنج هر ديوارش دوستانم بنشينند آرام گل بگو گل بشنو هر كسي ميخواهد وارد خانه پر مهر و صفامان گردد شرط وارد گشتن شستشوي دلهاست شرط آن داشتن يك دل بي رنگ و رياست بر درش برگ گلي ميكوبم و به يادش با قلم سبز بهار مينويسم اي دوست خانه دوستي ما اينجاست تا كه سهراب نپرسد ديگر خانه دوست كجاست! |
نوشته شده توسط نادر و فاطمه در یکشنبه هشتم اردیبهشت 1387 ساعت 15:3 موضوع | لینک ثابت
![]()
كاش وقتي زندگي فرصت دهد
گاهي از پروانه ها يادي كنيم 
كاش بخشي از زمان خويش را
وقف قسمت كردن شادي كنيم 
كاش وقتي آسمان بارانيست
از زلال چشم هايش تر شويم 
وقت پاييز از هجوم دست باد
كاش مثل پونه ها پر پر شويم 
كاش وقتي چشم هايي ابريند
به خود آييم و سپس كاري كنيم 
از نگاه زرد گلدانهايمان
كاش با رغبت پرستاري كنيم 
كاش دلتنگ شقايق ها شويم
به نگاه سرخ شان عادت كنيم 
كاش شب وقتي كه تنها مي شويم
با خداي ياس ها خلوت كنيم 
كاش گاهي در مسير زندگي
باري از دوش نگاهي كم كنيم 
فاصله هاي ميان خويش را
با خطوط دوستي مبهم كنيم 
كاش با چشمانمان عهدي كنيم
وقتي از اينجا به دريا مي رويم 
جاي بازي با صداي موج ها
درد هاي آبيش را بشنويم 
كاش مثل آب مثل چشمه سار
گونه نيلوفري را تر كنيم 
ما همه روزي از اينجا مي رويم
كاش اين پرواز را باور كنيم 
كاش با حرفي كه چندان سبز نيست
قلب هاي نقره اي را نشكنيم 
كاش هر شب با دو جرعه نور ماه
چشم هاي خفته را رنگي زنيم 
كاش بين ساكنان شهر عشق
رد پاي خويش را پيدا كنيم 
كاش با الهام از وجدان خويش
يك گره از كار دل ها واكنيم 
كاش رسم دوستي را ساده تر
مهربان تر آسماني تر كنيم 
كاش در نقاشي ديدارمان
شوق ها را ارغواني تر كنيم 
كاش اشكي،قلبمان را بشكند
با نگاه خسته اي ويران شويم 
كاش وقتي شاپرك ها تشنه اند
ما به جاي ابر ها گريان شويم 
كاش وقتي آرزويي مي كنيم
از دل شفاف مان هم رد شود...

![]()
نوشته شده توسط نادر و فاطمه در چهارشنبه بیست و یکم فروردین 1387 ساعت 21:0 موضوع | لینک ثابت









فرهاد مرو هواي من بارانيست
اين كلبه ي غم بدون تو ويرانيست
تنها شده ام ميان گردي از غم
اينجا دل من به عشق تو زندانيست
شيرين شده ام كه بيستون را بكني
هرچند كه ادعاي من حيرانيست
امروز به قصر من بيا فرهادم
حالا كه ملاقات تو هم پنهانيست
اي كاش كه متهم به مردن بشوم
هرچند كه جسم زنده ام قربانيست
امشب كه روم خواب تو را خواهم ديد
بيمار شدم نگاه تو درمانيست
فردا كه صدا زنند مرا از ايوان
فهمند كه نجواي دلم عرفانيست
قرباني عشق تو شدم باشم كاش
هرچند كه جسم زنده ام قربانيست...










نوشته شده توسط نادر و فاطمه در چهارشنبه چهاردهم فروردین 1387 ساعت 18:20 موضوع | لینک ثابت





كوه پرسيد ز رود؛
زير اين سقف كبود
راز ماندن در چيست؟
گفت:در رفتن من.
كوه پرسيد:ومن؟
گفت:در ماندن تو.
بلبلي گفت:ومن؟
خنده اي كرد و گفت:در غزلخواني تو.
آه از آن آبادي؛
كه در آن كوه رَوَد،
رود مرداب شود،
و در آن بلبل سر گشته سرش را به گريبان ببرد؛
و نخواند ديگر
من و تو بلبل و كوه روديم؛
راز ماندن جز
در خواندن من؛ماندن تو؛رفتن ياران سفر كرده يمان نيست ؛ بدان...!!!
ستاره ي عزيزم...
سالروز تولدت را با چند روز تاخير و معذرت خواهي به تو تبريك 
مي گوييم...
به خاطر تمام خوبي هايت ممنون...
تولدت مبارك عزيزم






نوشته شده توسط نادر و فاطمه در سه شنبه ششم فروردین 1387 ساعت 9:56 موضوع | لینک ثابت
























نو بهار است در آن کوش که خوشدل باشی
که بسی گل بدمد باز و تو در گل باشی
من نگویم که کنون با که نشین و چه بنوش
که تو خود دانی اگر زیرک و عاقل باشی
سلام دوستای مهربون و عاشق...
ممنون از لطفتون که ما رو تو این مدت تنها نذاشتین...
امسال اولین سالیه که ما با همیم سر هفت سین برامون
دعا کنید...
دعا کنید تا وقتی زنده ایم نوروز رو با هم جشن بگیریم...
بازم ممنون از لطفتون...
"عید همگیتون مبارک"


























نوشته شده توسط نادر و فاطمه در سه شنبه بیست و هشتم اسفند 1386 ساعت 15:58 موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ

كوچه در تنهائيش دق كرد و مرد
يخ صداي رود را دزديد و برد
خواب ناز پونه ها آشفته شد
بي تو دريا منجمد شد خفته شد...
فهرست اصلی
نویسندگان
آرشیو موضوعی
دوستت دارم
خیانت
20 روش عاشقانه
نکته ها
نامه ها
عشق ...؟
13 نکته برای درخواست ازدواج از فرد مورد علاقه
فرهنگ لغات زبان چت
آموزش بیلیارد
20 راه بازی با اعصاب
جذاب شوید
سیزده نکته زیبا برای زندگی
آیا میدانید؟
ترفند یاهو مسنجر
افزایش سرعت اینترنت
افزایش سرعت اینترنت
فیلتر شکن
دوستان
پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
طراح قالب